ROZ.jpg

 

تو بودی و آسمان با خورشید سوزانش

تو بودی و درخت باغ حیاطمان با پرنده هایش

رفتی .... و آسمان آبی خانه مان شب شد

رفتی .... و پرنده های درخت حیاطمان پر زدند

لحظه لحظه دیدم گلها پژمردند

خاطرات را دیدم که پرپر شدند

باور نکردم تو بی وفای روزگاران باشی

باور نکردم تو تنها روسیاه روزگاران باشی

به خاطر می سپارم سیاهی سکوت را

کفن سپیدت را با آرامش سکوت ....